Kaptain Kitty
دسته ها :کی بود کی شد
انتشار :۱۹ آبان ۱۳۹۳
بازدید :2065 بار

استیو وازنیاک

استیو وازنیاک

استیو وازنیاک

استفن گری استیو وازنیاک (متولد ۱۱ آگوست ۱۹۵۰) که با نام “واز” شناخته می شود، یک مبدع، مهندس الکترونیک و برنامه نویس آمریکایی می باشد که به همراه استیو جابز و رونالد واین، شرکت اپل را تاسیس نمودند. وازنیاک به تنهایی کامپیوتر های Apple I و Apple II را در اواخر دهه ی ۱۹۷۰ طراحی کرد. این کامپیوتر ها نقش بسیار چشمگیری در تحول میکرو کامپیوتر ها ایفا کردند.

اسامی

نام واز در گواهی تولد او به صورت “استفان گری وازنیاک” ثبت شده است اما مادر استیو می گفت که او قصد داشته است نام او را با تلفظ “استفن” ثبت کند اما وازنیاک نام استیو را به کار می برد.

وازنیاک اغلب با نام مستعارش یعنی “واز”، “جادوگر شگفت آور واز” شناخته میشود. او نام کمپانی خود را نیز WoZ قرار داده است که مخفف (Wheels of Zeus) می باشد.

کودکی، نوجوانی، تحصیلات و مشاغل

وازنیاک در شهر سن خوزه ی ایالت کالفرنیا در آمریکا متولد شد. او پسر مارگارت الاین (کِرن) و جیکوب فرانسیس “جری” وازنیاک بود. اجداد پدری او لهستانی و آلمانی-سوئیسی بودند و اجداد مادری وازنیاک نیز آلمانی، ایرلندی و انگلیسی بودند.

در مصاحبه ای که وی در سال ۲۰۰۷ با ABC News انجام داد، وازنیاک به یاد آورد که چگونه و چه زمانی برای اولین بار با استیو جابز ملاقات کرده است. “ما اولین بار در سال ۱۹۷۱ یکدیگر را ملاقات کردیم. در آن زمانی من دانشجو بودم و او در مقطع دبیرستان تحصیل می کرد. یکی از دوستانم گفت تو باید استیو جابز را ببینی. چون او هم به مباحث الکترونیک علاقه دارد و حقه های زیادی نیز بلد است. بنابراین آن دوستم ما را به یکدیگر معرفی کرد”.

در سال ۱۹۷۳، جابز برای یک شرکت بازی های کامپیوتری به نام آتاری در کالیفرنیا کار می کرد. او مامور شده بود تا یک تخته ی مدار برای یک بازی ویدیویی به نام Breakout بسازد. بر اساس گفته های یکی از موسسین شرکت آتاری، نولان بوشنل، شرکت برای هر چیپی که از دستگاه حذف شود، ۱۰۰ دلار پیشنهاد داده بود. جابز چیز کمی در مورد طراحی تخته ی مدار می دانست و با وازنیاک قرار گذاشت که اگر وازنیاک بتواند تعداد چیپ ها را کم کند، جابز هم مبلغی که از شرکت می گیرد را به طور مساوی بین خودش و وازنیاک تقسیم کند. وازنیاک توانست با استفاده از RAM برای نمایش آجری، ۵۰ عدد از تعداد چیپ ها بکاهد. طراحی وازنیاک آنقدر پیچیده بود که در آن زمان به طور کامل درک نشد و به دلیل اینکه پروتوتایپی که وازنیاک ایجاد کرده بود هیچ سیستم امتیازدهی یا سکه ای نداشت، پس عملا غیر قابل استفاده بود. اما آتاری باز هم مبلغ را به طور کامل پرداخت کرد. جابز به وازنیاک گفت که شرکت فقط ۷۰۰ دلار پرداخت کرده است و ۳۵۰ دلار را به واز داد. وازنیاک تا ۱۰ سال بعد متوجه مقدار واقعی آن دستمزد نشد اما گفت که اگر جابز مبلغ واقعی را به او گفته و می گفت که به آن پول نیاز دارد، واز آن پول را به او میداد.

شرکت اپل

استیو وازنیاک

استیو وازنیاک

پیدایش اپل

در سال ۱۹۷۱، دوست وازنیاک، بیل فرناندز، استیو جابز را به او معرفی کرد. در آن زمان فرناندز و جابز دانش آموز دبیرستان Homestead بودند. وقتی که جابز در تعطیلات تابستانی خود برای کار در Hewlett-Packard مشغول به کار شد، وازنیاک هم در آنجا استخدام شده بود و بر روی کامپیوتر های mainframe یا مرکزی کار می کرد، بنابراین جابز و وازنیاک با هم دوست شدند. در سال ۱۹۷۱ یعنی یک سال پس از ثبت نام در دانشگاه، وازنیاک از تحصیل انصراف داد.

در سال ۱۹۷۶ وازنیاک کامپیوتری ساخت که بالاخره او را معروف کرد. او به تنهایی سخت افزارها، طراحی تخته ی مدار و سیستم عامل را برای Apple I ایجاد کرد. در ۲۹ ژوئن ۱۹۷۵، وازنیاک اولین نمونه ی عملی خود را امتحان کرد که نمایش چند کلمه و اجرای برنامه های نمونه بود. این اولین بار در تاریخ بود که یک کاراکتر که توسط کامپیوتر های خانگی تولید شده است، بر روی صفحه ی تلویزیون نمایش می یافت. با طراحی Apple I، او و جابز به شدت کارم ی کردند تا دیگر اعضای کلوب Homwbrew Computers که در پالو آلتو واقع بود را تحت تاثیر قرار دهند. این کلوب شامل افراد محلی خبره در الکترونیک بود که به کامپیوتر علاقه مند بودند. این کلوب یکی از مراکز کلیدی متعددی بود که عصر متخصصان خانگی را ایجاد کرده و در چند دهه بعد نیز صنعت میکرو کامپیوتر ها را خلق کرد. بر خلاف سایر طراحی های Homebrew، کامپیوتر اپل یک قابلیت ویدیویی قابل دسترسی داشت که وقتی از آن رونمایی شد، جمعیت زیادی را به  خود جلب کرد.

جابز ایده داد که Apple I را به صورت یک تخته مدار اسمبل شده به فروش برسانند. وازنیاک که در ابتدا دودل بود، توسط جابز متقاعد شد که حتی اگر نتوانستند موفق شوند لااقل در آینده می توانند به نوه های خود بگویند که در جوانی مالک کمپانی خودشان بوده اند. آنها برخی از دارایی های خود را فروختند (مانند ماشین حساب تخصصی مارک HP که متعلق به وازنیاک بود و ون فولکس واگن که متعلق به جابز بود) و توانستند ۱۳۰۰ دلار پول جمع کنند و اولین برد ها را در اتاق خواب جابز اسمبل کردند که بعدها به گاراژ منزل آنها منتقل شد. آپارتمان وازنیاک در سن خوزه از مانیتور و دستگاه های الکترونیکی و برخی از بازی های کامپیوتری که وازنیاک خودش ساخته بود، پر شده بود.

در ۱ آوریل ۱۹۷۶، جابز و وازنیاک شرکت Apple Computer را تاسیس کردند. وازنیاک از شغل خود در Hewlett-Packard استعفا داد و سمت معاونت مدیر عامل را پذیرفت و مسئول بخش تحقیق و توسعه در اپل شد. کامپیوتر Apple I وازنیاک مشابه با Altair 8800 (اولین میکروکامپیوتر موجود) بود، به جز اینکه Apple I هیچ بخشی برای کارت های گسترشی نداشت. Altair با استفاده از کارت های گسترشی (expansion card) توانست به پایانه ی کامپیوتر متصل شده و با زبان BASIC برنامه نویسی شود. در مقابل، Apple I یک ماشین پر قدرت بود. طراحی وازنیاک شامل یک ریزپردازنده ی ۲۵ دلاری بر روی یک تخته ی مدار با ۲۵۶ بایت از ROM، ۴kb یا ۸kb از RAM و یک کنترلر نمایشی ۴۰ کاراکتری ۲۴ ستونی بود. اولین کامپیوتر اپل فاقد کیس، مخزن پاور، کیبرد و صفحه نمایش بود و این موارد را خود کاربر باید تهیه می کرد.

کامپیوتر Apple I به مقدار ۶۶۶٫۶۶ دلار فروختند (وازنیاک بعدها گفت که او هیچ چیز در مورد رابطه ی بین اعداد و علامت وحش (عدد وحش یعنی تکرار سه ۶) نمیدانست، فقط ازین جهت با این قیمت موافقت کرد زیرا از تکرار اعداد مثل هم خوشش می آمد. جابز و وازنیاک ۵۰ سیستم بورد اول خود را به پائول ترل فروختند که به تازگی یک مغازه ی کامپیوتر فروشی در مانتین ویو در کالیفرنیا افتتاح کرده بود.

بعد از موفقیت Apple I، وازنیاک Apple II را طراحی کرد که اولین کامپیوتر شخصی بود که توانایی نمایش گرافیک های رنگی را داشته و زبان برنامه نویسی BASIC نیز در آن تعبیه شده بود. وازنیاک با الهام گرفتن از تکنیکی که آتاری برای شبیه سازی رنگ ها در اولین بازی های کامپیوتری خود استفاده کرده بود، روشی را پیدا کرد تا بتواند رنگ ها را با استفاده از یک چیپ یک دلاری در سیستم NTSC قرار دهد. حین مرحله ی طراحی، استیو جابز گفت که Apple II باید دارای دو شکاف گسترشی باشد (expansion slot) در حالیکه وازنیاک ۶ شکاف گسترشی میخواست. بعد یک یک بحث داغ که طی آن وازنیاک جابز را تهدید کرده بود که برو برای خودت یک کامپیوتر دیگر پیدا کن، آنها تصمیم گرفتند که هشت شکاف قرار دهند. Apple II یکی از اولین کامپیوتر های شخصی پر فروش و موفق با تولید عمده بود.

اختراعات

برخی از حقوق معنوی که متعلق به شرکت اپل می باشد، منحصرا با نام استیو وازنیاک به ثبت رسیده است:

– پتنت شماره ۴٫۱۳۶٫۳۵۹: “میکروکامپیوتر برای استفاده با نمایشگر ویدیویی” . برای این اختراع وازنیاک به National Inventors Hall of Fame دعوت شد.

– پتنت شماره ۴٫۲۱۰٫۹۵۹: “کنترولر برای دیسک ها، رکوردر های مغناطیسی یا موارد مشابه”

– پتنت شماره ۴٫۲۱۷٫۶۰۴: “ابزار آلات برای کنترل دیجیتال نمایشگر رنگی PAL”

– پتنت شماره ۴٫۲۷۸٫۹۷۲: “ابزار تولید سیگنال های رنگ که به طور دیجیتال کنترل می شوند برای استفاده در نمایشگرها”

استخدام در اپل

وازنیاک از مهندسی لذت می برد نه مدیریت، و مانند دیگر مهندسان اپل به این شرکت پیوست. او بلافاصله پس از بهبودی از تصادف سقوط هواپیای شخصی اش در سال ۱۹۸۱ به شرکت بازنگشت. بلکه این امر را علتی برای مرخصی دانست. در می ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳، وازنیاک اسپانسر دو فستیوال در آمریکا برای تقدیر از تکونولوژی های رو به رشد شد. این فستیوال ها در آخر با نمایش تکنولوژی های جدید و یک فستیوال راک به پایان می رسیدند تا تلفیقی از موزیک، کامپیوتر، تولویزیون و مردم را به نمایش بگذارند. در سال ۱۹۸۳ او دوباره به بخش تولید محصول اپل برگشت و هنوز هم نقشی بیشتر از یک مهندس و یک عامل انگیزشی در میان نیروی کار اپل نمی خواست.

او با کندیس کلارک ازدواج کرد و تحت نام راکی کلارک به برکلی بازگشت و مدرک لیسانس خود را در سال ۱۹۸۶ در رشته ی مهندسی الکترونیک و علوم کامپیوتر (EECS) دریافت کرد.

در ۶ فوریه ی ۱۹۸۷، ۱۲ سال پس از خلق کمپانی اپل، وازنیاک برای همیشه کار تمام وقت در اپل را به پایان رساند اما همچنان در بین کارمندان اپل قرار داشت و سالانه مبلغ ۱۲۰ هزار دلار مقرری دریافت می کرد. او همچنین یکی از سهمداران اپل نیز می باشد. او حتی ارتباط خود را تا زمان مرگ استیو جابز یعنی اکتبر ۲۰۱۱، با او حفظ کرد اگرچه که در سال ۲۰۰۶، وازنیاک عنوان کرده بود که او و جابز دیگر دوستان صمیمی نیستند.

حتی با وجود موفقیت هایی که با کمک وازنیاک برای اپل ایجاد شد، باز هم وازنیاک احساس می کرد که اپل مانعی برای اوست تا نتواند به جایی که می خواهد برسد. یکی از کارهایی که او می خواست انجام دهد آموزش در مدارس ابتدایی بود و این هم به دلیل نقش مهمی بود که معلمان در زندگی دانش آموزان خود ایفا می کنند. در نهایت، او به تدریس در کلاس های کامپیوتر به کودکان مقطع پنجم تا دوم راهنمایی و معلمان آنها پرداخت.

در یک مصاحبه در سال ۲۰۱۳، وازنیاک گفت که پروژه ی مکینتاش با حضور استیو جابز شکست خورد و موفقیت آن زمانی حاصل شد که استیو جابز به ناچار اپل را ترک کرد. جابز گروه پروژه ی “لیزا” که او را از کمپانی اخراج کرده بودند، احمق خواند زیرا آنها قیمت کامپیوتر ها را بالا تعیین کرده بودند. برای رقابت با پروژه ی لیزا، جابز و تیم جدیدش یک کامپیوتر ارزان تر تولید کردند که بر اساس گفته های وازنیاک، ضعیف، کند و نسبتا گران بود. او موفقیت مکینتاش را به افرادی مانند جان اسکالی نسبت می دهد که بازار را بعد از خروج Apple II از بازار، برای مکینتاش آماده کرد.

مشاغل بعد از اپل

وازنیاک یک شرکت جدید به نام CL9 تاسیس کرد که اولین ریموت کنترل جهانی قابل برنامه ریزی را در سال ۱۹۸۷ به بازار آورد. همچنین به آموزش دانش آموزان مقطع پنجم می پرداخت.

در سال ۲۰۰۱، وازنیاک شرکت Wheels of Zeus را تاسیس کرد تا تکنولوژی GPS وایرلس را ایجاد کند و به مردم کمک کند تا احتیاجات روزانه ی خود را راحتتر پیدا کنند. در سال ۲۰۰۲ او به هیات مدیره ی شرکت Ripcord Networks پیوست، پس از او نیز اِلن هانکوک، گیل آملیو، مایک کانر و موسس دیگر شرکت Wheels of Zeus یعنی الکس فیلدینگ، که همگی از اپل بیرون آمده بودند به این شرکت جدید ارتباطاتی پیوستند. در همان سال او به هیات مدیره ی شرکت Danger پیوست که سازنده ی پروژه ی Hip Top بود.

در سال ۲۰۰۶، Wheels of Zeus تعطیل شد و وازنیاک شرکت Acquicor Technology را تاسیس نمود، یک شرکت هلدینگ بود که شرکت های فن آوری را خریداری کرده و آنها را توسعه می داد و در این کار Ellen Hancock و Gil Amelio نیز با او فعالیت می کردند. در سپتامبر ۲۰۰۶، وازنیاک اتوبیوگرافی خود را منتشر کرد که عنوان آن به این صورت بود: iWoz: از خوره ی کامپیوتر تا آیکون Cult: چطور کامپیوتر شخصی را ابداع کردم، اپل را تاسیس کردم و از کار در آن لذت بدم. این کتاب دارای یک مولف دیگر به نام جینا اسمیت بود.

در مارچ ۲۰۰۶، وازنیاک در رقابت ملی که از سوی موسسه ی FIRST در آتلانتا برگزار شده بود، شرکت کرد که برای نمایش روبات های لگویی برگزار شده بود. در سال ۲۰۱۰ او در یک مراسم دیگر از موسسه ی FIRST شرکت کرد که مراسمی محلی در فونیکس آریزونا در ایالت آریزونا برگزار شده بود. در سال ۲۰۱۲، در یک مراسم دیگر از FIRST به عنوان داور شرکت کرد که در منطقه ی لاس وگاس برگزار شد. در سپتامبر ۲۰۰۷، وازنیاک به عنوان عضو هیات مشاور به Scottevest پیوست. در سال ۲۰۰۹، وازنیاک به یک شرکت ذخیره ی داده و سرور به نام Fusion-io در سالت لیک سیتی در یوتاه پیوست.

در ۱۸ نوامبر ۲۰۱۰، وازنیاک در اجلاس علم و تکنولوژی در مرکز کنوانسیون انجمن جهانی سخنرانی کرد که در این سخنرانی او پیش بینی کرد که اندروید بر بازار آیفون غالب می شود اما آیفون کیفیت بالاتری خواهد داشت.

در ۹ ژوئن ۲۰۱۱، وازنیاک یک سخنرانی کلیدی با عنوان “تخیل امروز و حقیقت فردا” را در IP EXPO که یک نمایشگاه کامپیوتر بود که در مرکز نمایشگاه های لندن برگزار شده بود، ارائه داد. در سال های آینده نیز در مجامع مختلف و رویداد های علمی سخنرانی هایی را انجام داد.

اعمال انسان دوستانه

از زمان ترک اپل، وازنیاک تمام پول مورد نیاز و همچنین حمایت های فنی را برای برنامه ی تکونولوژیکی در مدارس محل زندگی اش فراهم کرد. شرکت Un.U.Son نیز سازمانی بود که برای سازماندهی دو فستیوال در آمریکا تاسیس شد و اکنون نیز کار اصلی آن حمایت پروژه های اموزشی و انسان دوستانه ی وازنیاک می باشد. در سال ۱۹۸۶، وازنیاک نام خود را به جایزه ی استفن جی وازنیاک داد (که با نام Wozzie Awards) شناخته می شود. او این جایزه را به ۶ دبیرستان در منطقه ی Bay Area و دانشجویان کالج برای استفاده ی خلاقانه ی آنها از کامپیوتر ها در زمینه ی بیزینس، هنر و موزیک اهدا کرد. اخیرا وازنیاک سوژه ی یک فیلم دانشجویی شد که توسط موسسه ی خیریه ی Dream Camp Foundation که متعلق به دوستش جو پاتان بود، تهیه شد و نام فیلم “جنون دوست داشتنی انسان دوستی” بود.

زندگی شخصی

وازنیاک در لوس گاتوس، کالیفرنیا زندگی می کند. او اخیرا برای گرفتن اقامت استرالیا اقدام کرده است و گفته است که علاقه دارد در آینده در ملبورن استرالیا زندگی کند.

او یک فرماسون است. او تعریف می کند که علت اصلی پیوستنش به این فرقه، گذراندن وقت بیشتر با همسرش آلیس بود. او خیلی زود به سطح سوم رسید زیرا به گفته ی خودش هر کاری که انجام میداد به بهترین نحو ممکن انجام می داد. وازنیاک سال ۱۹۸۱ با کندیس کلارک ازدواج کرد و این ازدواج تا سال ۱۹۸۷ دوام داشت. آنها صاحب سه فرزند شدند که آخرین آنها بعد از طلاق آنها متولد شد.

 او سپس با جانت هیل، همسر فعلی خود ازدواج کرد. او در مورد اعتقادات مذهبی خود اینگونه می گوید: “من یک خدا ناباور هستم”. او عضو تیم Segway Polo در سیلیکون ولی می باشد. بازی ویدیویی مورد علاقه ی او Tetris می باشد و امتیاز بالایی را برای Sabotage به دست آورده است. در دهه ی ۱۹۹۰ او امتیاز های بالایی را برای بازی Nintendo Power ثبت کرد.

تصادف هواپیما

در فوریه ۱۹۸۱، هواپیمای Beechcraft Bonanza A36TC که وازنیاک خلبان آن بود بعد از تیک آف از فرودگاه Sky Park در کالیفرنیا، سقوط کرد. وازنیاک و سه مسافر دیگر او به شدت آسیب دیدند. وازنیاک در قسمت صورت و سر آسیب بسیاری دید که شامل شکستن دندان بود و همچنین پنج هفته بعد از سقوط هم از فراموشی و عدم توانایی ایجاد خاطرات جدید رنج می برد. او هیچ چیز از حادثه ی سقوط به یاد نمی آورد، او حتی در بیمارستان نامش را نیز به یاد نمی آورد. طی بررسی ها بی تجربگی خلبان و تیک آف ناقص باعث بروز این حادثه شده بود. واز در اتوبیوگرافی خود عنوان می کند که با کمک همسرش کندیس کلارک، و منطق و بازی بازی های ویدویی حافظه ی خود را به دست آورد. بعد از گذشت مدتی، او توانست خاطرات جدید خود را در حافظه اش ثبت کند.

برچسب‌ها, , , , , ,

مطالب مرتبط

  guido van rossum (گیدو ون روسوم) آقای guido van rossum (گیدون ون روسوم) زاده ی ۳۱ ژانویه ۱۹۵۶، یک برنامه نویسی هلندی است که بیشترین شهرت وی منسوب به نوشتن زبان برنامه نویسی پایتون می باشد. در جامعه ی پایتون، ون روسوم مشهور به “دیکتاتور خیراندیش ابدی” (BDFL) می باشد؛ به این معنا که وی […]

لینوس توروالدز (Linus Torvalds) لینوس بِنِدیکت توروالدز (زاده ی ۲۸ دسامبر ۱۹۶۹) یک مهندس کامپیوتر آمریکایی-فنلاندی می باشد که نیروی کلیدی و اصلی خلق Linux Kernel می باشد که بعدا تبدیل به محبوب ترین kernel (هسته) برای سیستم عامل ها شد. او پس از مدتی سمت معمار ارشد Linux Kernel شد و اکنون به عنوان […]

تیم کوک تیموتی دونالد “تیم” کوک (متولد اول نوامبر ۱۹۶۰) یک بیزینسمن آمریکایی تبار و مدیر ارشد اجرایی شرکت اپل است. کوک در مارس ۱۹۹۸ به عنوان معاون ارشد مدیر عامل بخش عملیات بین المللی به اپل پیوست. او همچنین به عنوان معاون اجرایی مدیر عامل در بخش فروش و عملیات بین المللی اپل فعالیت […]

شریل سندبرگ شریل کارا سندبرگ (متولد ۲۸ آگوست ۱۹۶۹) یک فعال آمریکایی تبار در حوزه ی فن آوری و یک نویسنده ی توانا می باشد. از سپتامبر ۲۰۱۴ وی مدیر ارشد عملیات فیسبوک می باشد. در ژوئن ۲۰۱۲، وی توسط اعضای وقت هیات مدیره ی فیسبوک به عنوان یکی از اعضای هیات مدیره انتخاب شد […]

  1. رضا جورکش می‌گه:

    این یارو رو اصلا نمیشناختم . دمش گرم اینم مخی بوده واسه خودش. ممنون بابت مطلبی که گذاشتید

    1. summit می‌گه:

      با تشکر از همراهی شما

نظراتتان را برایمان بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب ما تو این شبکه های اجتماعی هم پخش میشه